فحاشی بدون تاوان؛ خداداد عزیزی و عادی‌شدن اوباش‌گری در فوتبال ایران

اگر فحاشی‌های جنسی یک چهره ورزشی در خدمت ادبیات سیاسی موردپسند حکومت قرار گیرد، حتی می‌تواند با تشویق مواجه شود

خداداد عزیزی، علیرضا دبیر، حسین یکتا و وحید شمسایی کنار اعضای حزب‌الله در جنوب لبنان‌ــ مهر

فایل صوتی منتشرشده از فحش‌های جنسی رکیک خداداد عزیزی به امید عالیشاه و اعضای خانواده او، بار دیگر بحث درباره عادی‌ شدن «لمپنیسم» در فوتبال ایران و مصونیتی را که برخی مدیران و چهره‌های نزدیک به ساختار قدرت از آن برخوردارند، برجسته کرده است. 

عزیزی که طی سال‌های اخیر بارها با فحاشی، حرکات توهین‌آمیز و درگیری با تماشاگران، خبرنگاران و اهالی فوتبال خبرساز شده، این‌ بار نیز در مقام مدیر داخلی تیم تراکتور، جنجالی به راه انداخته که واکنش گسترده اهالی فوتبال را به دنبال داشته است.

ماجرا از مسابقه روز شنبه تراکتور و گل‌گهر در تبریز آغاز شد. عزیزی در ابتدای نیمه دوم به دلیل اعتراض‌های مکرر به داور و درخواست برای جریمه امید عالیشاه، از کنار زمین اخراج شد، اما درگیری او با بازیکن گل‌گهر پس از پایان مسابقه نیز ادامه یافت.

باشگاه گل‌گهر اعلام کرد عزیزی مقابل رختکن این تیم با «شدیدترین و رکیک‌ترین الفاظ» به عالیشاه توهین کرده است و باشگاه نسخه اصلی فایل صوتی این اتفاق را در اختیار دارد. ساعاتی بعد، فایل صوتی این درگیری در شبکه‌های اجتماعی هم منتشر شد. در این فایل، صدای خداداد عزیزی شنیده می‌شود که مجموعه‌ای از ناسزاهای جنسی بسیار رکیک را خطاب به عالیشاه و اعضای خانواده او به زبان می‌آورد.

عزیزی اصل درگیری و پاسخ تند به عالیشاه را انکار نکرد، اما مدعی شد ابتدا عالیشاه از داخل رختکن به او فحاشی کرد. او گفت: «هر کسی فحاشی کند، من پاسخ او را می‌دهم.» با این حال، برخلاف فایل صوتی منتشرشده از سخنان خود عزیزی، تاکنون هیچ فایل صوتی یا تصویری که ادعای عزیزی را درباره فحاشی عالیشاه اثبات کند، در اطلاعات و مستندات منتشرشده در این پرونده، ارائه نشده است.

این تفاوت به‌خصوص از آن جهت موردتوجه قرار گرفت که امید عالیشاه طی سال‌های طولانی حضورش در فوتبال ایران، کمتر با چنین حاشیه‌هایی شناخته شده است. در مقابل، برای خداداد عزیزی این نخستین بار نیست که سخنان رکیک و توهین‌های جنسی او به موضوع اخبار ورزشی تبدیل می‌شود.

شدت رکیک بودن فحش‌ها در فایل اخیر حتی شماری از مربیان و پیشکسوتان فوتبال ایران را به واکنش واداشت. عبدالله ویسی، سرمربی ذوب‌آهن اصفهان، گفت از صحبت درباره این اتفاق «خجالت» می‌کشد و مهدی تارتار، سرمربی پرسپولیس نیز خواستار «برخورد شدید» با چنین رفتارهایی شد. اصغر شرفی، پیشکسوت و از اسطوره‌های فوتبال ایران، صریح‌تر واکنش نشان داد و گفت: «باید او را ادب کنند» . سپس پرسید: «چه کسی پشت عزیزی است؟ چه کسی باید جلو او را بگیرد؟»

پرسشی که با مرور چند سال اخیر زندگی ورزشی عزیزی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

عزیزی فصل گذشته نیز در چندین مسابقه تیم تراکتور، بارها مقابل تماشاگران، بازیکنان و مربیان تیم حریف حرکاتی با معانی جنسی توهین‌آمیز انجام داد، با این‌ حال کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال در نهایت او را تنها ۵۱ میلیون تومان جریمه کرد. عزیزی پس از این مسابقات نیز هنگامی که خبرنگاران درباره رفتار‌هایش سوال می‌کردند، به‌جای عذرخواهی، مجددا عبارات توهین‌آمیز به کار می‌برد و با لحنی تهدیدآمیز با آنان صحبت می‌کرد.

در نمونه‌ای دیگر، سال گذشته هم الفاظ رکیک جنسی او در برنامه زنده صداوسیما خبرساز شد. عزیزی بعدها در دفاع از خود گفت چنین کلماتی را «همه» در جامعه به کار می‌برند و تفاوت او در این است که «رک» است؛ توجیهی که عملا مرز میان رک‌گویی و فحاشی جنسی در یک رسانه عمومی را نادیده می‌گرفت.

با این حال مسئله خداداد عزیزی دیگر صرفا رفتار فردی یک فوتبالیست بازنشسته نیست. تکرار این رفتارها بدون تحمل محرومیتی بازدارنده، او را به نمونه‌ای از بحرانی بزرگ‌تر در فوتبال ایران تبدیل کرده است؛ بحرانی که در باشگاه تراکتور طی سال‌های اخیر بیش از هر جای دیگری خودنمایی می‌کند.

شجاع خلیل‌زاده و علیرضا بیرانوند نیز در سال‌های اخیر بارها به دلیل درگیری لفظی با تماشاگران و بازیکنان تیم‌های دیگر یا انجام دادن حرکات جنسی توهین‌آمیز، خبرساز شده‌اند و اکنون جواد نکونام نیز به مجموعه چهره‌های پرحاشیه تراکتور اضافه شده است. نتیجه باشگاهی است که مسابقاتش به دفعات با تنش، اعتراض، درگیری و جدال لفظی همراه می‌شود و خصومت میان بخشی از هواداران آن و هواداران تیم‌های دیگر افزایش یافته است.

واکنش خود باشگاه تراکتور به فایل حاوی صدای عزیزی نیز به تداوم این فضا دامن زد. مدیران باشگاه به‌ جای محکوم کردن الفاظ مدیر تیمشان، فایل منتشرشده را «تقطیع و تحریف‌شده» خواندند و انتشار آن را مسئله‌ای مرتبط با «منافع ملی» و حتی «امنیتی» توصیف کردند. باشگاه همچنین از پیگیری قضایی افرادی سخن گفت که در تهیه و انتشار فایل نقش داشته‌اند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

به این ترتیب، به‌جای توضیح درباره چرایی استفاده یکی از مدیران باشگاه از چنین ادبیاتی، منتشرکنندگان فایل در جایگاه متهم قرار گرفتند. همین واکنش سبب شد حتی رسانه‌های داخل ایران نیز از رفتار تراکتور انتقاد کنند و بنویسند که در بیانیه باشگاه «حتی یک کلمه» در نکوهش اقدام عزیزی دیده نمی‌شود.

این مصونیت را نمی‌توان جدا از موقعیت سیاسی تراکتور و مالک آن بررسی کرد. محمدرضا زنوزی، مالک متمول باشگاه و حامی مالی مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳، طی سال‌های اخیر نفوذ قابل‌توجهی در ساختار فوتبال ایران داشته و با وجود بازداشت سه ماهه به دلیل اختلاس چندهزار میلیارد تومانی، حتی به جلسات خصوصی پزشکیان با وزرای مختلف هم دعوت می‌شود.

در دوره‌ای که فدراسیون فوتبال ایران باید درباره رفتار مدیران و اعضای تراکتور تصمیم بگیرد، سابقه برخورد با زنوزی نشانه‌ای از ضعف ساختار انضباطی است؛ مالکی که حتی پس از تهدید علنی مهدی تاج به «افشاگری علیه او»، نیز با هیچ مجازاتی مواجه نشد.

خداداد عزیزی نیز در سال‌های اخیر با چهره‌های حکومتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران روابط نزدیکی پیدا کرده است. یکی از نمودهای علنی این نزدیکی سفر او به جنوب لبنان همراه علیرضا دبیر و سردار حسین یکتا برای حمایت از حزب‌الله بود. یکتا، عضو شورای مرکزی قرارگاه عمار سپاه پاسداران، از اصلی‌ترین فرماندهان میدانی دخیل در سرکوب خونین معترضان در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی‌ماه در تهران بود.

عزیزی با علیرضا دبیر، رئيس پرنفوذ فدراسیون کشتی ایران، هم رابطه‌ای نزدیک دارد. تا جایی که دبیر پیش از آغاز فصل جاری، اعلام کرد برای حضور عزیزی در پرسپولیس رایزنی کرده بود. البته اعتراض شدید هواداران پرسپولیس به این خبر در نهایت مانع حضور عزیزی در این باشگاه شد و او به تراکتور بازگشت.

این روابط زمانی معنادارتر می‌شوند که واکنش مقام‌های حکومتی به فحاشی‌های قبلی عزیزی مرور شود. پس از آنکه او در برنامه زنده تلویزیونی الفاظ رکیک به زبان آورد، مجتبی زارعی، نماینده مجلس، نه‌تنها رفتار او را محکوم نکرد، بلکه علنا از عزیزی تشکر کرد. در چنین فضایی است که فحاشی یک چهره ورزشی هم در خدمت ادبیات سیاسی موردپسند حکومت قرار می‌گیرد، حتی می‌تواند با تشویق مواجه شود. درست مانند فحاشی‌های دنباله‌دار علیرضا دبیر به خبرنگاران ایرانی شاغل در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور که هر بار با تقدیر و حمایت مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی مواجه می‌شود.

حاصل این روند شکل‌گیری نوعی مصونیت برای رفتاری است که در یک ساختار ورزشی حرفه‌ای، می‌توانست با محرومیت‌های طولانی‌مدت همراه شود، اما تنها با جریمه‌های نقدی ناچیز، احضارهای بی‌نتیجه و محرومیت‌های تعلیقی مواجه می‌شوند که نه خداداد عزیزی را از تکرار رفتارش بازداشته‌اند و نه برای دیگران پیام بازدارنده‌ای ارسال کرده‌اند.

منتقدان بر این باورند که اگر فدراسیون فوتبال ایران پس از نخستین موارد فحاشی و حرکات توهین‌آمیز عزیزی برخوردی جدی و متناسب انجام داده بود، احتمالا امروز مدیر یک تیم لیگ برتری تصور نمی‌کرد می‌تواند مقابل رختکن تیم مهمان چنین الفاظی به زبان آورد و سپس با ادعای فحاشی طرف مقابل، از رفتار خود دفاع کند.

مشکل اکنون فراتر از خداداد عزیزی است. هنگامی که باشگاه، مدیران فوتبال و حامیان سیاسی به‌ جای جریمه کردن عاملان چنین رفتاری، آن را توجیه می‌کنند یا از کنار آن می‌گذرند، لمپنیسم از یک رفتار فردی به فرهنگی تکثیر‌پذیر تبدیل می‌شود که اثر آن از کنار زمین به سکوها منتقل می‌شود و هر هفته نمونه تازه‌ای از فحاشی، حرکات جنسی، تهدید و درگیری در فوتبال ایران تولید می‌کند.

خداداد عزیزی زمانی با گل تاریخی‌اش به استرالیا یکی از محبوب‌ترین چهره‌های فوتبال ایران شد، اما اکنون حتی برخی رسانه‌های ورزشی داخل ایران مانند خبرورزشی هم با اشاره به هشتم آذر ۱۳۷۶ می‌نویسند رفتارهای او خاطره آن روز را هم برای هواداران فوتبال تلخ کرده است. فاصله میان «قهرمان ملبورن» و مدیری که فایل فحاشی‌های جنسی‌اش دست‌به‌دست می‌شود، شاید روشن‌ترین تصویر از مسیری باشد که عزیزی در سال‌های اخیر طی کرده است.

بیشتر از فوتبال