دونالد ترامپ هنگام نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶ گفت موافق جنگ عراق نبود. او در یکی از مناظرههای جمهوریخواهان در کارولینای جنوبی بهصراحت گفت: «واضح است که جنگ عراق یک اشتباه بسیار بزرگ بود. جورج بوش اشتباه کرد.»
ترامپ در دوران ریاستجمهوری نشان داد که حاضر است از نیروی نظامی استفاده کند، به شرط آنکه مدت عملیات محدود باشد. اما امروز، در حالی که تهران همچنان مقاومت میکند، او در قبال ایران در موقعیتی مشابه موقعیت جورج بوش در عراق پیش از افزایش نیروهای آمریکایی قرار گرفته است.
ترامپ همچنین با همان فشارها برای خروج سریع مواجه است. خسارات ناشی از حملات نظامی و فشار اقتصادی آمریکا واقعی و قابلتوجه است، اما تهران همچنان حاضر به تسلیم نیست.
یکی از لغزشهای بوش سخنرانی ماه مه ۲۰۰۳ بر عرشه ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن بود. کسی سخنانش را به خاطر نمیآورد، اما همه بنر «ماموریت انجام شد» را که پشت سرش نصب شده بود، به یاد دارند. اکنون ترامپ در تروث سوشال تصویری منتشر کرده که در آن چهرهاش بر فراز تصویری از خاطره شکست بوش در جنگ عراق و تصویری از خامنهای دیده میشود و عبارت «ماموریت انجام شد» بر آن نقش بسته است، با این مفهوم که این بار ماموریت واقعا انجام شده است.
اما ترامپ ماموریتش در ایران را به پایان نرسانده است. عملیات نظامی که گفته بود چهار تا شش هفته طول خواهد کشید، وارد هفتمین ماه شده است. خود رئیسجمهوری نیز گاه وعده نابودی میدهد و گاه از آتشبس صحبت میکند. ممکن است برای آمریکاییها جای سوال باشد اگر آمریکا آنگونه که رئیسجمهوری میگوید پیروز است، ایران چگونه همچنان تا این اندازه سرسختانه مقاومت میکند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ترامپ در ماه آوریل گفت: «تمام کشور را میتوان در یک شب از میان برد و آن شب شاید فرداشب باشد.» تکرار وعده اقدام قاطع برای پایان دادن به جنگ و سپس عقبنشینی در آخرین لحظه، دوستان و دشمنان را به این نتیجه میرساند که چنین تهدیدهایی توخالی و مانند طوفانهای گذراست که تهران از آنها جان سالم به در خواهد برد.
بوش هر اشتباهی که در عراق مرتکب شده باشد، میدانست باید پیروز شود. بدون پیروزی روشن، جان هزاران آمریکایی بیهوده از دست رفته بود و اعتبار آمریکا تا دههها آسیب میدید.
به همین دلیل، او تصمیمی نامحبوب گرفت و با افزایش نیروها بر ادامه جنگ پافشاری کرد، که با اعزام نیروی بیشتر و تغییر اساسی راهبرد همراه بود. تقریبا همه از جمله بسیاری از محافظهکاران خواهان خروج بودند. حتی برخی از عالیرتبهترین اعضای دولت او نیز تردید داشتند.
بوش به باب وودوارد گفت: «حتی اگر لورا و بارنی (همسر و سگش) تنها کسانی باشند که از من حمایت میکنند، عقبنشینی نخواهم کرد.» این سخن نشاندهنده عزم او بود.
در کاخ سفید، که آن زمان مسئول سخنرانینویسی بودم، هرگز در این زمینه تردیدی نداشتیم. رئیسجمهوری به من گفت: «بیلی، قرار نیست مردم عراق را آنطور که مردم ویتنام را رها کردیم، از روی پشتبام سفارتخانه رها کنیم.» این موضع ریاستجمهوری بوش را به دورانی از تنهایی سیاسی تبدیل کرد.
با این حال، منتقدان بوش از جمله ژنرالهای بازنشسته و جمهوریخواهان کنگره، دستکم مخالفتشان را آشکارا بیان میکردند. این روش بسیار بهتر از شیوه باراک اوباما بود که در سال ۲۰۰۹ در وستپوینت از اعزام ۳۰ هزار نیروی اضافی به افغانستان، جنگی که آن را «جنگ ضروری» نامیده بود، خبر داد و بلافاصله با اعلام اینکه خروج این نیروها ۱۸ ماه بعد آغاز خواهد شد، اثر تصمیمش را تضعیف کرد. خروج تحقیرآمیز نیروهای آمریکایی از افغانستان در دوران جو بایدن نیز جای خود دارد.
در مقابل، نیروهای بیشتری که بوش به عراق فرستاد به چرخشی تعیینکننده در جنگ منجر شد؛ و «بیداری انبار»، یعنی شورش شیوخ سنی علیه القاعده، نیز به آن کمک کرد. از نگاه صاحبنظران واشنگتن، این موفقیت نظامی «گناه نابخشودنی» بوش بود: پیروزی در جنگی که کارشناسان آن را از پیش باخته اعلام کرده بودند؛ و آنها هرگز او را بابت این موضوع نبخشیدند.
درسی که ترامپ میتواند بگیرد این است که منتقدان سیاست او در قبال ایران هرچه بگویند، بسیاری از آنها اساسا نمیخواهند او موفق شود، حتی اگر به بهای اعتبار آمریکا باشد. تاریخ با رئیسجمهوریهایی که جنگی را آغاز میکنند اما پیروز نمیشوند، مهربان نیست.
بیتردید جورج دبلیو بوش آخرین کسی است که ترامپ تصور میکند به توصیه او نیاز دارد. اما به نظر میرسد وضعیت ایران به نقطه حساسی نزدیک شده است و اگر اوضاع، چه اکنون و چه چند سال دیگر، بهشدت بحرانی شود، آمریکاییها ممکن است برای رویارویی دوباره با تهران بسیار محتاط شوند. اصرار بوش بر پیروزی مسیری را نشان میدهد که میتواند اعتبار اخلاقی و نظامی آمریکا را اعاده و حتی میراث سیاسی ترامپ را حفظ کند.
ترجمه از والاستریت ژورنال

