کاهش قابلتوجه مصرف گوشت، لبنیات، شیرینی، حبوبات و سبزیجات، دستنیافتنی شدن مسکن و حتی افزایش هزینه تهیه سیسمونی تا ۲۲۰ میلیون تومان نشان میدهد بحران معیشت دیگر تنها فقیرترین اقشار جامعه را درگیر نکرده است.
بحران معیشت در ایران از مرحله افزایش قیمتها عبور کرده و به تغییر اجباری سبک زندگی میلیونها خانواده رسیده است. در همین شرایط، دلار در آخرین روز کاری هفته، از رکورد تاریخی ۲۳۷ هزار تومان عبور کرد و فشار تازهای بر قیمت کالاها و مواد اولیه وارد آورد. تازهترین محاسبات فعالان کارگری در ایران حاکی از آن است که هزینه تامین نیازهای ضروری یک خانواده چهار نفره در کلانشهرهای ایران از ۱۰۰ میلیون تومان نیز عبور کرده است.
نشانههای این بحران را اکنون میتوان نهفقط در آمارهای رسمی، بلکه در کاهش واقعی مصرف مردم مشاهده کرد. منصور پوریان، رئیس شورای تامینکنندگان گوشت قرمز، روز جمعه ۲۰ شهریور تایید کرد که کاهش قدرت خرید خانوارها به افت مصرف گوشت منجر شده است. نکته قابلتوجه این است که به گفته پوریان، کمبود عرضه عامل این کاهش مصرف نیست.
او میگوید با وجود ظرفیت تولید و عرضه گوشت، در شرایطی که به دلیل جنگ امکان صادرات آن هم وجود ندارد، تقاضا در بازار داخلی کاهش یافته است. به بیان دیگر، گوشت قرمز و مرغ در بازار وجود دارد، اما بخش بزرگی از مردم دیگر توان خرید آن را ندارند.
همین اتفاق در بازار دیگر کالاهایی که زمانی بخشی عادی از سبد خرید خانوارهای ایرانی محسوب میشدند هم رخ داده است. چنانچه علی بهرهمند، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان شیرینی تهران، میگوید سهم شیرینی از سبد خرید خانوارها به کمتر از ۵ درصد رسیده است.
افزایش هزینه مسکن، مواد غذایی و حملونقل باعث شده است خانوادهها ابتدا کالاهایی را که ضروری نمیدانند، کنار بگذارند. همزمان، قنادیها نیز با افزایش قیمت مواد اولیه مواجهاند. مغز گردو کیلویی دو تا سه میلیون تومان و مغز پسته حدود چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد و به گفته بهرهمند، ۶۰ تا ۷۰ درصد مواد اولیه این صنف وارداتی است.
نتیجه این چرخه برای کسبوکارها نیز کاهش فروش است. رئیس اتحادیه قنادان هشدار داده است که ترکیب افزایش هزینه تولید و افت تقاضا میتواند برخی واحدهای صنفی را به کاهش فعالیت یا حتی ورشکستگی بکشاند.
کار میکنند، اما فقیرتر میشوند
بحران زمانی آشکارتر میشود که درآمد مزدبگیران با هزینه واقعی زندگی مقایسه شود. محمدحسن موسیوند، دبیر اجرایی خانه کارگر لرستان، میگوید حقوق فعلی بازنشستگان در بهترین حالت تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد هزینههای واقعی زندگی آنان را پوشش میدهد و حدود ۷۰ درصد مخارج بدون پوشش باقی میماند.
به گفته او، براوردهای جدید، هزینه سبد معیشت خانوار یا همان خط فقر را برای خانوادهای چهار نفره به ۱۰۰ میلیون تومان رسانده، در حالی که حداقل دریافتی کارگران بین ۱۷ تا حداکثر ۲۵ میلیون تومان است.
این فاصله به این معنا است که حتی در خانوادهای که پدر و مادر هر دو ماهانه حدود ۲۵ میلیون تومان درآمد داشته باشند، مجموع حقوق آنها نیز کفاف نیمی از ضروریترین هزینههای زندگی خانوار را نمیدهد.
موسیوند میگوید فشار معیشتی حتی بسیاری از بازنشستگان را مجبور کرده است پس از چند دهه کار به دنبال شغل دوم و سوم بروند. او همچنین خواستار تشکیل فوری شورای عالی کار برای ترمیم دستمزدها شد و هشدار داد که در صورت ادامه تورم، هر افزایش عددی حقوق نیز بهسرعت اثرش را از دست خواهد داد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
مسکن محال شد
مسکن شاید روشنترین نمونه فاصله میان درآمد و هزینه زندگی باشد. بررسی تازه قیمت آپارتمان در ارزانترین مناطق تهران نشان میدهد قیمت هر مترمربع مسکن در محله سیزدهآبان منطقه ۲۰ به حدود ۷۲ میلیون تومان رسیده است و یک آپارتمان ۷۰ متری در این منطقه حدود پنج میلیارد و ۴۰ میلیون تومان قیمت دارد.
یک کارگر متاهل با یک فرزند که در بهترین حالت ماهی ۲۴ میلیون تومان حقوق میگیرد، حتی اگر هیچ پولی برای غذا، اجاره، درمان، پوشاک و آموزش خرج نکند و تمام حقوقش را کنار بگذارد، باید حدود ۱۷ سال و نیم برای خرید چنین خانهای پسانداز کند؛ سناریویی که در عمل امکانپذیر نیست، زیرا حقوق ۲۴ میلیون تومانی حتی برای تامین هزینه اقلام خوراکی یک خانواده نیز کافی نخواهد بود.
در نتیجه، خرید مسکن برای بخش بزرگی از حقوقبگیران ایران عملا دستنیافتنی شده است. ارزانتر بودن مسکن در شهرهای کوچکتر نیز لزوما این معادله را تغییر نمیدهد، زیرا سطح دستمزدها در بسیاری از این مناطق پایینتر است و شمار زیادی از کارگران در شهرها ماهی تنها ۱۲ تا ۱۸ میلیون تومان درآمد دارند.
از تولد کودک تا یک تماس تلفنی
فشار اقتصادی حتی پیش از تولد فرزند نیز آغاز میشود. براوردهای تازه نشان میدهد خرید یک سیسمونی متوسط و کاربردی در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۵۰ تا ۲۲۰ میلیون تومان هزینه دارد و در صورت استفاده از کالاهای وارداتی، این رقم میتواند از ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان عبور کند.
تنها قیمت سرویس خواب نوزاد از ۳۵ میلیون تومان آغاز میشود و برخی مدلها تا ۱۸۰ میلیون تومان قیمت دارند. کالسکه نیز بین هشت تا ۱۵۰ میلیون تومان و صندلی خودرو چهار تا ۳۵ میلیون تومان فروخته میشود.
در سوی دیگر، حتی هزینه خدمات روزمره نیز افزایش مییابد. شرکت مخابرات ایران اعلام کرد از روز جمعه، هزینه تماس تلفن ثابت با تلفن همراه ۴۵ درصد افزایش مییابد. این در حالی است که هزینه ثابت ماهانه تلفن نیز در خردادماه ۴۵ درصد گران شده بود.
افزایش قیمت آهن و مصالح نیز چشمانداز کاهش هزینه مسکن را دورتر کرده است. قیمت هر کیلو قوطی و پروفیل دو میلیمتری در برخی مبادی نَوَردی اکنون بدون احتساب مالیات به ۱۴۱ تا ۱۴۵ هزار تومان رسیده است.
مجموع این دادهها تصویری فراتر از افزایش معمول قیمتها ارائه میکند. گوشت از وعدههای غذایی حذف میشود، خرید شیرینی و لبنیات و تخم مرغ کاهش مییابد، بازنشسته دوباره کار میکند، خانهدار شدن از دسترس خارج میشود و تهیه وسایل اولیه یک نوزاد چندین برابر حقوق ماهانه هزینه دارد.
در چنین شرایطی، عبور دلار از ۲۳۷ هزار تومان بر اقتصادی که فاصله میان دستمزد و هزینه زندگی در آن به شکافی بیسابقه تبدیل شده است، فشاری مضاعف وارد میکند. نتیجه، گسترش پدیده «شاغلان فقیر» است؛ میلیونها نفری که همچنان کار میکنند و درآمد دارند، اما هر ماه بخش دیگری از استانداردهای عادی زندگی را از دست میدهند.

