شاید نتوان وضعیت امروز ایران را تنها در این پرسش خلاصه کرد که «در حال جنگیم یا مذاکره؟» واقعیت این است که نظام در شرایطی میان جنگی که هنوز تمام نشده و صلحی که هنوز شکل نگرفته، گرفتار است؛ شرایطی که در آن، جنگ اقتصادی، فشار دریایی در تنگه هرمز، مذاکرات غیرمستقیم و تدارک برای دور تازهای از تشدید تنش، درهم تنیدهاند.
البته مسئله اصلی این نیست که آیا نظام دوباره به میز مذاکره بازمیگردد یا خیر. پرسش مهمتر این است که کدام طرف زمان بیشتری دارد: واشنگتن یا تهران؟ به نظر میرسد آمریکا به تداوم فشارهای اقتصادی و دریایی، بدون ورود به یک جنگ گسترده، امید بسته است.
تهران و بهویژه مراکز تصمیمگیری شکلگرفته پیرامون مجتبی خامنهای و سپاه پاسداران، تلاش میکنند از هرمز بهعنوان اهرم فشاری استفاده کند تا مانع آن شود که واشنگتن زمان را به سلاحی علیه نظام تبدیل کند.
با این حال، خطر اصلی برای نظام فقط از خارج نمیآید، زیرا تداوم جنگ یا محاصره، فشارهای بیشتری بر جامعه ایران وارد میکند. از بحران بنزین و تورم گرفته تا کاهش قدرت خرید، اختلال در تولید، نگرانی از افزایش قیمتها و زنده شدن خاطره اعتراضهای گذشته که با اهداف اقتصادی آغاز شدند و سپس به اعتراضهای سیاسی تبدیل شدند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اینجا است که بنزین دیگر فقط یک کالا نیست، بلکه به آزمونی برای سنجش توان نظام در تحمیل هزینه جنگ به مردم و حفظ خود تبدیل میشود. جمهوری اسلامی ایران به منابع مالی نیاز دارد، اما بهراحتی نمیتواند نیازهای مصرف داخلی را تامین کند. به همین دلیل، کاهش یارانهها و افزایش قیمت بنزین را راهی برای جبران کمبود منابع میداند. در عین حال، میداند که هر افزایش ناگهانی قیمت بنزین میتواند به جرقهای برای اعتراضهای اجتماعی تبدیل شود و اوضاع را از کنترل خارج کند.
از سوی دیگر، تجمعهای شبانه و مداوم هواداران نظام پس از کشته شدن علی خامنهای و قدرت گرفتن پسرش، مجتبی، کارکردی تازه پیدا کرده است. این تجمعها دیگر فقط نمایش وفاداری، سوگواری یا حمایت از جنگ نیستند، بلکه بخشی از آنها با هدف کنترل فضای جامعه و جلوگیری از تبدیل خیابان به محلی برای بروز خشم و نارضایتی مستقل شکل میگیرند.
به عبارت دیگر، جنگی که ابتدا به نظام فرصت داد فضای جامعه را امنیتیتر کند و برای مدتی مانع شکلگیری اعتراضهای گسترده شود، ممکن است با طولانی شدن، نتیجهای معکوس داشته باشد و با تشدید فقر، فرسودگی جامعه، شکاف در راس قدرت و کاهش توان مردم برای تحمل فشارهای اقتصادی و معیشتی، بار دیگر زمینه اعتراضهای مردمی را فراهم کند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا نظام میتواند پیش از آنکه گرانی بنزین و فشار معیشتی به جرقه اعتراضهای تازه تبدیل شود، از هرمز بهعنوان اهرمی برای رسیدن به توافق استفاده کند یا فشارهای داخلی زودتر از آنکه بحران خارجی راهی برای حلوفصل پیدا کند، نظام را فرسوده خواهند کرد؟ پاسخ به این پرسش میتواند تصویری روشنتر از آینده نظام ارائه دهد.
در حال حاضر، جمهوری اسلامی ایران تنها با فشارهای آمریکا و بحران تنگه هرمز روبهرو نیست، بلکه همزمان با فشار فزاینده بیرونی، در معرض موج روبهگسترش نارضایتی در داخل قرار دارد.
مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، در نخستین گامهای رهبری خود، در حال بازآرایی ساختار قدرت است. انتصابهای اخیر در نهادهای نظامی و امنیتی ایران را نمیتوان صرفا تغییراتی اداری در ساختار نظام دانست. این تحولات نشان میدهد که مرکز قدرت و تصمیمگیری پس از خامنهای در حال شکلگیری دوباره است.
در شرایط آشفته و بحرانی کنونی، مجتبی خامنهای تلاش میکند جایگاه خود را در میان جناحهای رقیب تثبیت کند و با ایجاد هماهنگی میان حلقه نزدیک به خود، سپاه پاسداران، شورای عالی امنیت ملی و نهادهای سرکوب داخلی، پایههای اقتدارش را محکم کند.
پرسش اصلی این نیست که چه کسی منصوب و چه کسی کنار گذاشته شد، مسئله این است که نظام در چه مسیری حرکت میکند. آیا برای یک توافق سیاسی آماده میشود یا برای دور تازهای از تنش و جنگ؟ شواهد نشان میدهد که نظام میخواهد هر دو مسیر را همزمان پیش ببرد.
جمهوری اسلامی ایران از یک سو در ظاهر در مذاکره را باز نگه میدارد، اما همزمان، شروطی را مطرح میکند که خود میداند پذیرفتن آنها دشوار است. از سوی دیگر، در حال تقویت حضور و نفوذ سپاه و نهادهای امنیتی برای رویارویی گستردهتر است. بنابراین، ادامه مذاکره لزوما به معنای انتخاب مسیر صلح نیست و تشدید تنش نیز الزاما نشاندهنده اعتماد نظام به قدرت خود نیست.
در واقع، هر دو رویکرد در ترس عمیق از روزهای پس از جنگ ریشه دارند. جمهوری اسلامی ایران فقط از ادامه جنگ نمیترسد. پایان آن نیز برایش هراسآور است، زیرا با پایان جنگ، بهانه حفظ فضای جنگی و امنیتی از میان میرود و راه برای بروز تناقضهای انباشته در درون نظام باز میشود: اقتصاد فرسوده، بحران بنزین، فقر فزاینده، نارضایتی اجتماعی و رقابت جناحها بر سر قدرت.
از همین رو، به نظر میرسد مجتبی خامنهای در تلاش است برای حفظ بقای نظام ائتلافی شکل دهد؛ ائتلافی که نه بر پایه یک دیدگاه مشترک، بلکه بر ترس مشترک از سقوط استوار است. انتصاب حسین طائب به ریاست سازمان بسیج نیز در همین چارچوب قابلفهم است.
انتصاب طائب که به نزدیکی با مجتبی خامنهای و نقشآفرینی در دستگاه سرکوب شهرت دارد، بیش از آنکه پیامی برای خارج باشد، پیامی به داخل است. جمهوری اسلامی ایران اکنون تهدید اصلی را فقط ناوهای آمریکایی، تحریمها یا تنگه هرمز نمیبیند، بلکه احتمال بروز اعتراض و ناآرامی در داخل را نیز جدی میگیرد. به همین دلیل، در حال بازآرایی ابزارهای امنیتی خود است، نه فقط برای مقابله با تهدیدهای خارجی، بلکه پیش از هر چیز برای سرکوب هرگونه اعتراض داخلی احتمالی.
نکته قابلتوجه این است که این تحولات در شرایطی رخ میدهد که نگرانی از بحران بنزین و تشدید فشارهای معیشتی روبهافزایش است. هرگونه سخن از افزایش قیمتها، کاهش یارانهها یا تحمیل هزینه جنگ بر مردم میتواند به جرقهای برای اعتراضهای اجتماعی تبدیل شود. همانگونه که در گذشته، تصمیمهای اقتصادی بهسرعت رنگ سیاسی گرفتند و به اعتراضهای گسترده انجامیدند.
بنابراین جمهوری اسلامی ایران در حالی که شورای عالی امنیت ملی، سپاه و بسیج را بازآرایی میکند، تنها در پی مدیریت یک پرونده امنیتی نیست، بلکه میکوشد از تبدیل خشم عمومی به اعتراضی سازمانیافته جلوگیری کند.
آنچه امروز در تهران اتفاق میافتد، بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، از نگرانی و بیثباتی حکایت دارد. رفتار مجتبی خامنهای همچون رهبری نیست که قدرتی باثبات را به ارث برده است و به جایگاهش اطمینان دارد. او بیشتر وارثی است که در میانه جنگ، شکافهای درونی، بحران اقتصادی و بیم از خیزش دوباره مردم، میکوشد پایههای قدرتش را مستحکم کند.
بازآرایی مرکز تصمیمگیری امنیتی را نمیتوان صرفا یک تغییر اداری دانست. این اقدام بخشی از تلاش جمهوری اسلامی ایران برای بازسازی ساختار قدرت و ایجاد سازوکاری تازه برای حفظ بقا است. امروز رژیم ایران بهخوبی میداند که تهدید اصلی دیگر فقط از بیرون نمیآید و بخش مهمی از آن در داخل کشور است؛ از جامعهای که فاصله میان ترس و خشم در آن هر روز کمتر میشود و ممکن است سرانجام خشمش بر ترسش غلبه کند.
برگرفته از النهارالعربی

