در حالی که با اعلام توافق آتشبس، جنگ پرهزینه هفتههای اخیر ظاهرا پایان یافته، برای میلیونها ایرانی بحران اصلی تازه آغاز شده است؛ بحرانی که نه در آسمان و میدان نبرد، بلکه در سفرههای خالی، اجارههای سرسامآور، صفهای نان و بهای داروها خود را نشان میدهد.
گزارشهای منتشرشده در روز سهشنبه ۲۶ خرداد نشان میدهد که اقتصاد ایران با موج تازهای از فشارهای معیشتی روبرو شده و بسیاری از مردم دیگر توان تامین هزینههای زندگی را ندارند. حتی مقامهای دولتی نیز اکنون به بخشی از این واقعیت اذعان میکنند.
بر اساس نتایج پیمایش جدید وزارت کشور دولت مسعود پزشکیان، حدود ۶۰ درصد مردم ایران به بهبود شرایط در آینده هیچ امیدی ندارند و بیش از ۶۰ درصد نیز اعلام کردهاند که تحمل فشار اقتصادی بیشتر را ندارند.
این آمار در شرایطی منتشر میشود که میزان رضایت اجتماعی در ایران به پایینترین حد تاریخی رسیده است و آمارهای دولتی میگوید حداکثر یکچهارم مردم احساس عدالت و برابری در جامعه دارند.
دستمزد روزانه کمتر از یک وعده غذا
نشانههای سقوط قدرت خرید را میتوان در سادهترین کالاهای مصرفی مشاهده کرد. بهطور مثال حداقل دستمزد روزانه کارگران در سال ۱۴۰۵، مبلغ ۵۵۴ هزار تومان تعیین شده است که حتی برای خرید ۲۵۰ گرم گوشت گوسفندی نیز کافی نیست.
در حالی که مقامهای دولتی افزایش ۶۰ درصدی دستمزدها را موفقیتی بزرگ معرفی میکنند، واقعیت بازار چیز دیگری را نشان میدهد. قیمت هر کیلو گوشت گوسفندی که دو سال قبل حدود ۷۰۰ هزار تومان بود، اکنون به بیش از دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. به این ترتیب، قدرت خرید کارگران نهتنها بالا نرفته، بلکه نسبت به سالهای گذشته بهشدت کاهش یافته است.
حسین، کارگر ۳۴ ساله یک کارخانه قطعهسازی در حومه تهران، به ایندیپندنت فارسی میگوید: «قبلا ماهی یکی دو بار برای بچهها گوشت میخریدیم. الان بیشتر وعدهها با سیبزمینی و تخممرغ میگذرد. هر بار که وارد قصابی میشوم، احساس میکنم قیمتها با درآمد ما در دو دنیای متفاوت زندگی میکنند.»
او میگوید پس از پایان جنگ امیدوار بود قیمتها کمی کاهش پیدا کند، اما در عمل هزینه مواد غذایی، حملونقل و اجاره خانه همچنان در حال افزایش است.
کوچ اجباری از شهرها
مسکن نیز به یکی از بزرگترین دغدغههای خانوارها تبدیل شده است. خبرگزاری دولتی ایلنا نوشته براوردها نشان میدهد قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران به حدود ۱۸۳ میلیون تومان رسیده است و کارشناسان از احتمال افزایش ۱۵ تا ۳۰ درصدی دیگر تا پایان سال سخن میگویند. در چنین شرایطی، خرید خانه برای بسیاری از حقوقبگیران به رویایی دستنیافتنی تبدیل شده است و حتی اجاره خانه نیز بیش از نیمی از درآمد بسیاری از خانوادهها را میبلعد.
عاطفه، معلم ۲۹ ساله ساکن کرج، میگوید: «سه سال پیش از تهران به کرج آمدیم تا هزینهها کمتر شود. حالا صاحبخانه اجاره را آنقدر بالا برده که مجبوریم به یکی از شهرهای اطراف کرج برویم. هر سال فقط دورتر میشویم.»
این روند، مهاجرت از تهران به کرج، از کرج به شهرکهای اقماری و از آنجا به مناطق دورتر، اکنون به الگویی فراگیر تبدیل شده است؛ جابهجاییهایی که بیش از آنکه انتخاب باشند، حاصل ناتوانی خانوارها در پرداخت هزینههای سکونتاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
دغدغه خرید نان
در همین حال، بحران نان نیز به یکی از نمادهای تازه فشار اقتصادی تبدیل شده است. دولت جمهوری اسلامی تاکید میکند که برای افزایش قیمت نان برنامهای ندارد، اما گزارشهای میدانی خبرنگار وبسایت تابناک از کمبود نان ساده و افزایش عرضه نان با کنجد یا سایر افزودنیها با قیمتهای چندبرابر حکایت دارد. بسیاری از مردم هم از کاهش وزن چانه نانها و افت کیفیت شکایت دارند.
رضا، بازنشسته ۶۷ ساله ساکن اصفهان، میگوید: «نان ساده پیدا نمیشود. هر نانوایی میروی، نان یا کنجدی است یا سبزیجات دارد و دو برابر قیمت میفروشند. قیمت نان روی کاغذ بالا نرفته، اما در عمل هر روز بیشتر پول میدهیم.»
بازنشستگان، گرفتار میان بیماری و هزینه
فشار اقتصادی تنها به کارگران و مستاجران محدود نمیشود و بازنشستگان نیز با مشکلات گسترده روبرو هستند. گزارش جدید ایلنا نشان میدهد بسیاری از مراکز درمانی ایران، همکاری با بیمه تکمیلی بازنشستگان را متوقف کردهاند و بازنشستگان برای دریافت هزینههای درمان خود ماهها در انتظار میمانند. در برخی موارد تنها بخشی از هزینههای پرداختشده به آنان بازگردانده میشود.
برای سالمندانی که با بیماریهای مزمن دستوپنجه نرم میکنند، افزایش فرانشیز درمانی و کاهش پوشش بیمهای به معنای انتخاب میان درمان و سایر نیازهای روزمره زندگی است.
زنگ خطر برای حاکمیت
آنچه این بحران را از دورههای گذشته متمایز میکند، تنها شاخصهای اقتصادی نیست، بلکه کاهش امید اجتماعی است. در شرایطی که ۶۰ درصد مردم ایران آینده را تیره میبینند و اکثریت جامعه اعلام میکند توان تحمل فشار بیشتر را ندارد، مسئله صرفا به تورم یا مسکن محدود نمیشود.
جنگ پایان یافته، اما آثار اقتصادی آن تازه در حال نمایان شدن است. افزایش قیمت مصالح ساختمانی، رشد هزینههای حملونقل، تشدید انتظارات تورمی و کاهش قدرت خرید، مجموعهای از فشارها را به وجودآورده که زندگی روزمره میلیونها ایرانی را تحت تاثیر قرار داده است.
شاید مهمترین تصویر امروز ایران را بتوان در جملهای خلاصه کرد که یکی از کارگران ساکن تهران در گفتگو با ایندیپندنت فارسی به زبان آورد: «دیگر کسی از خرید خانه و ماشین یا حتی موبایل و لپتاپ حرف نمیزند و آرزوها حقیر شدهاند. حالا فقط میخواهیم تا آخر ماه زنده بمانیم.»
برای بیش از سهچهارم خانوادههای ایرانی، آتش جنگ خاموش شده است، اما نبرد برای تامین نان، اجاره خانه و هزینههای درمان همچنان ادامه دارد. در چنین شرایطی، با تداوم وخامت اوضاع اقتصادی و افزایش نارضایتیهای معیشتی، پیشبینی میشود که ایران در ماههای آینده بار دیگر شاهد موجی از اعتراضهای سراسری علیه حاکمیت باشد.

