پایتخت انرژی، بی‌آب؛ مردم جنوب ایران برای آب آشامیدنی پول می‌دهند

نمایندگان مجلس هم اذعان می‌کنند که در دهه‌های گذشته از ظرفیت گسترده تصفیه و شیرین‌سازی آب دریا برای تامین پایدار آب مناطق جنوبی ایران استفاده نشد

در بسیاری از شهرهای جنوبی ایران، باز کردن شیر آب لزوما به معنای دسترسی به آب آشامیدنی نیست. پیام‌ها و ویدیوهای متعدد ارسال‌شده به ایندیپندنت فارسی از استان‌های خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد که کیفیت پایین آب لوله‌کشی، قطعی‌های مکرر و افت فشار، خرید آب آشامیدنی را برای بخشی از خانواده‌های ساکن جنوب ایران به یکی از هزینه‌های ثابت زندگی تبدیل کرده است.

یکی از ساکنان چابهار با ارسال ویدیویی می‌گوید برای خرید تنها دو گالن ۲۰ لیتری آب آشامیدنی، ۵۰ هزار تومان پرداخته است. هزینه‌ای که اگر یک خانواده ناچار باشد به‌طور مستمر بپردازد، در پایان ماه به رقمی قابل‌توجه می‌رسد. آن هم در شرایطی که افزایش قیمت مواد غذایی، مسکن، دارو و حمل‌ونقل بخش عمده درآمد خانوارها را می‌بلعد.

وجه مشترک بسیاری از پیام‌های رسیده از جنوب ایران این است که آب لوله‌کشی وجود دارد، اما شدیدا آلوده و بی‌کیفیت است. در نتیجه خانواده‌ها آب شبکه را برای شست‌وشو و مصارف روزمره نگه می‌دارند و برای آشامیدن و پخت‌وپز، آب تصفیه‌شده یا معدنی می‌خرند. به این ترتیب، دسترسی به یکی از ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی به هزینه‌ای مضاعف برای خانوارها تبدیل شده است.

مشکل در برخی شهرها تنها کیفیت آب نیست. فردی از آبادان به ایندیپندنت فارسی می‌گوید آب روزانه چند ساعت هم قطع می‌شود و در برخی روزها این اتفاق دو بار رخ می‌دهد. او هم‌زمان با اشاره به برگزاری تجمع‌های حکومتی شبانه در حمایت از جنگ، از اولویت‌های جمهوری اسلامی ایران انتقاد می‌کند. روایتی که با تشدید دوباره تنش‌های نظامی در منطقه، شکاف میان هزینه‌ سیاست خارجی حکومت و وضعیت زیرساخت‌های عمومی را برای ساکنان جنوب ملموس‌تر کرده است.

بحران قدیمی که هنوز حل نشده است

مشاهدات مردمی تنها تعدادی روایت‌ پراکنده نیست. هاشم خنفری، نماینده شادگان در مجلس، نیز اذعان می‌کند که کمبود و کیفیت پایین آب شرب در جنوب ایران، به‌ویژه خوزستان، به «بحرانی جدی» تبدیل شده است و دستگاه‌های مسئول در این زمینه کم‌کاری کرده‌اند. او با اشاره به بیش از دو هزار کیلومتر مرز آبی ایران با خلیج فارس، گفت که از ظرفیت تصفیه و شیرین‌سازی آب دریا برای تامین پایدار آب در جنوب به‌صورت گسترده استفاده نشده است.

گزارش‌های تازه از اهواز نیز از تداوم آب گل‌آلود، افت فشار و قطعی حکایت دارند. مشکلاتی که حتی اجرای طرح‌های پرهزینه آبرسانی نیز نتوانسته است آن‌ها را به‌طور پایدار برطرف کند.

در سیستان و بلوچستان، وضعیت در برخی مناطق دشوارتر است. در یک نمونه، گزارش منتشرشده در ایلنا نشان می‌دهد ده‌ها روستا در بخش باهوکلات با وجود رهاسازی دوره‌ای آب سد پیشین، همچنان با کمبود آب آشامیدنی مواجه‌اند. هم‌زمان، آمار رسمی نشان می‌دهد سیستان و بلوچستان یکی از ۱۲ استانی است که میزان بارندگی در سال آبی جاری همچنان پایین‌تر از میانگین بوده است.

پایتخت انرژی بدون آب کافی

شاید آشکارترین نمود این تناقض در عسلویه دیده شود. منطقه‌ای که بخش بزرگی از صنعت گاز و پتروشیمی ایران را در خود جای داده، اما ساکنانش سال‌ها است با کمبود آب شرب دست‌وپنجه نرم می‌کنند. گزارش‌های موجود در فایل ارسالی به ایندیپندنت فارسی نشان می‌دهد در برخی دوره‌ها، آب عسلویه در هر ۴۸ ساعت تنها حدود سه ساعت وصل بود و برخی روستاهای اطراف نیز عملا فقط یک روز در هفته به آب دسترسی داشتند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

اهمیت بحران عسلویه زمانی روشن‌تر می‌شود که می‌بینم حتی آمار رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز از فاصله زیاد میان نیاز مردم و ظرفیت موجود خبر می‌دهد. مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب بوشهر روز سه‌شنبه ۱۷ شهریور اعلام کرد عسلویه ۲۳۷ لیتر در ثانیه کمبود آب شرب دارد و فاز جدید آب‌شیرین‌کن این شهرستان قرار است تنها ۵۸ لیتر در ثانیه از این کسری را جبران کند.

حتی در شهرستان بوشهر نیز حدود ۷۰ درصد آب آشامیدنی اکنون از طریق شیرین‌سازی آب دریا تامین می‌شود و مقام‌های محلی اذعان می‌کنند که منابع داخلی استان فقط بخش بسیار کوچکی از نیاز آبی را پاسخ می‌دهند.

هزینه‌ای مستقیم در سفره مردم

برای مردم جنوب ایران، بحث درباره سد، خط انتقال و ظرفیت آب‌شیرین‌کن در نهایت به این پرسش ساده ختم می‌شود که آیا آبی که از شیر می‌‌آید قابل نوشیدن است یا نه؟ وقتی پاسخ بخش قابل‌توجهی از مردم منفی است، هزینه ناکارآمدی شبکه آب مستقیما به خانوارها منتقل می‌شود. خانواده باید قبض آب را بپردازد، مخزن و پمپ تهیه کند و در بسیاری از مناطق، آب آشامیدنی را جداگانه بخرد. در چنین وضعیتی، آب سالم عملا از یک خدمت عمومی به کالایی تبدیل می‌شود که کیفیت دسترسی به آن به توان مالی خانواده بستگی دارد.

این بحران در جنوب ایران تازه نیست و سال‌ها است که  از توزیع آب با تانکر، استفاده از مخازن خانگی، قطعی‌های طولانی و کیفیت نامناسب آب گزارش‌هایی منتشر می‌شود. حتی در برخی روستاهای خوزستان، توزیع تانکری یا «سقایی» همچنان یکی از راه‌های تامین آب است.

اکنون در شرایطی که سایه جنگ بر سر ایران گسترده شده است، پیام‌های رسیده از جنوب ایران تصویری بسیار متفاوت از اولویت‌های زندگی روزمره مردم ارائه می‌کنند؛ مردمی که در سرزمینی با صدها کیلومتر ساحل در خلیج فارس و دریای عمان و در مجاورت برخی از بزرگ‌ترین منابع نفت و گاز جهان زندگی می‌کنند، اما هنوز برای یکی از ابتدایی‌ترین نیازهایشان، یعنی یک لیوان آب سالم، ناچارند جداگانه پول بپردازند.