از اعتراضهای سراسری دیماه ۱۴۰۴ و آغاز انقلاب ملی ایرانیان هشت ماه میگذرد، اما برای بسیاری از کسانی که دیماه به خیابان آمدند، آن روزها هنوز تمام نشده است. دهها معترض و مجروح از تهران، خراسان، کرج، مازندران، اصفهان، گیلان، کرمانشاه، همدان و هرمزگان در پیامهایی برای ایندیپندنت فارسی، از زندگی دشواری میگویند که پس از اعتراضات، برای آنان آغاز شد؛ زندگی با ساچمههایی که همچنان در بدنشان باقی مانده، جراحت ناشی از گلوله جنگی، قطع عضو، ترس از مراجعه به مراکز درمانی، تعقیب نیروهای امنیتی، زندگی مخفیانه و فشار شدید اقتصادی که هشت ماه پس از اعتراضهای دیماه همچنان ادامه دارد.
یکی از معترضان جوان در تهران میگوید در جریان اعتراضات، هدف گلوله جنگی قرار گرفت و در نهایت یکی از پاهایش را از دست داد. حالا هشت ماه بعد، بخش بزرگی از زندگی آرمین همچنان به چهاردیواری خانه محدود شده است. او نه شرایط جسمی سابق برای کار کردن را دارد و نه احساس میکند میتواند بدون نگرانی از شناسایی و بازداشت، آزادانه در شهر رفتوآمد کند.
آرمین میگوید فشار مالی در ماههای اخیر به یکی از بزرگترین مشکلات زندگیاش تبدیل شده است. هزینههای درمان از یک سو و از دست دادن امکان کار از سوی دیگر، او را به خانواده وابسته کرده است؛ خانوادهای که خود زیر فشار تورم و افزایش هزینههای زندگی دیگر توان مالی گذشته را ندارد. او میگوید: «تنها امیدم سرنگونی هرچه زودتر جمهوری اسلامی است. با همین بدن ناقص هم حاضرم دوباره به خیابان بیایم.»
روایت سونیا، زن جوان ساکن کرج، شکل دیگری از همین بحران را نشان میدهد. تعدادی از ساچمههایی که در جریان اعتراضات ملی به بدن او اصابت کردند، پس از هشت ماه همچنان خارج نشدهاند. او به دلیل نگرانی از شناسایی و افشای علت جراحتش، از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کرد و ناچار است درد و عوارض جسمی ناشی از ساچمهها را تحمل کند.
به گفته سونیا، ماموران از فاصله نزدیک به او شلیک کردند و به دلیل نفوذ عمیق ساچمهها، دو پرستاری که برای درمان به منزلش رفتند، نیز نتوانستند همه آنها را خارج کنند. اکنون خارج کردن ساچمههای باقیمانده به عمل جراحی نیاز دارد، اما ترس از شناسایی و بازداشت مانع مراجعه او به بیمارستان شده است.
یک معترض دیگر در مشهد نیز شرایط مشابهی دارد. او که در دیماه با شلیک ساچمه مجروح شد، میگوید پس از اعتراضات، تلاش کرد آثار جراحتش را حتی از بسیاری از اطرافیان پنهان کند. دغدغه او فقط درمان نیست و هر مراجعه به پزشک یا مرکز درمانی برایش با این بیم همراه است که آیا ممکن است همین مراجعه، مسیر نیروهای امنیتی را به محل زندگیاش باز کند؟
برای گروهی دیگر، حتی ماندن در خانه نیز ممکن نبوده است. یک مرد جوان از شمال ایران در پیامی به ایندیپندنت فارسی میگوید ماهها است زندگی عادی ندارد و حتی برای فرار از بازداشت، ناچار شد مدتی دور از شهر و در مناطق جنگلی و کوهستانی سپری کند. به گفته او، نیروهای امنیتی همچنان در جستوجوی برخی معترضان شناساییشدهاند و بازگشت به خانه میتواند به بازداشتش منجر شود.
او از قطع شدن تقریبا کامل روند زندگی سابقش میگوید، زیرا نه امکان کار منظم دارد، نه میتواند آزادانه خانواده و دوستانش را ببیند و نه میداند این وضعیت چه زمان پایان خواهد یافت. نگرانی بزرگتر او سرنوشتی است که در صورت بازداشت، انتظارش را میکشد. او و شماری دیگر از معترضان متواری میگویند با توجه به شدت برخورد حکومت با دیگر معترضان دیماه و اعدامهای سریالی، از صدور احکام سنگین و اعدام هراس دارند.
در اصفهان نیز یک زن جوان که در اعتراضات مجروح شد، از فشار جسمانی، روانی و اقتصادی همزمان میگوید. او پس از جراحت دیگر نتوانست مانند گذشته کار کند. خانوادهاش در ماههای نخست، هزینههای او را تامین کردند، اما ادامه بحران اقتصادی، افزایش قیمتها و کاهش قدرت خرید، توان خانواده را نیز تحلیل برده است.
مشکلات مالی تقریبا در بخش بزرگی از پیامهایی که به ایندیپندنت فارسی میرسند، تکرار میشود. مجروحی که توانایی کار سابق را ندارد، معترضی که به دلیل احتمال شناسایی نمیتواند به محل کارش بازگردد و جوانی که ماهها است مخفیانه زندگی میکند، همگی با یک مشکل مشترک مواجهاند؛ اینکه درآمدشان قطع یا بهشدت محدود شده، در حالی که هزینههای درمان و زندگی روزبهروز در حال افزایش است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
مرتضی، معترض جوان ساکن کرمانشاه، به ایندیپندنت فارسی میگوید پیش از دیماه، شاغل و از نظر مالی مستقل بود، اما اکنون برای تامین ابتداییترین نیازهایش هم به خانواده وابسته شده است. او این وابستگی را یکی از تلخترین پیامدهای شرایط فعلی میداند، زیرا اعضای خانوادهاش نیز درآمد بالایی ندارند و در ماههای گذشته ناچار شدهاند برای تامین بخشی از هزینههای او، از مخارج خود کم کنند. مرتضی میگوید: «نمیدانم فروپاشی اینها چطور باید رخ دهد. حمله نظامی یا اعتراضات جدید؟ اما ما دوباره به خیابان میآییم، چون چیزی برای از دست دادن نداریم.»
روایت دیگری از بندرعباس به جوانی مربوط است که جراحتهای دیماه مسیر زندگیاش را بهکلی تغییر داد. او میگوید پیش از اعتراضات مانند بسیاری از جوانان همسنوسالش کار میکرد و برای آینده برنامه داشت، اما پس از مجروح شدن، دیگر نتوانست به شرایط سابق بازگردد. محدودیت جسمی باعث شد توان و ساعات کاری او بهشدت کاهش پیدا کند و در نتیجه بخش قابلتوجهی از درآمدش را از دست بدهد. این در شرایطی است که هزینههای زندگی و درمان طی این هشت ماه بسیار افزایش یافته است.
او تاکید میکند که بهبود ظاهری زخمها به معنای پایان پیامدهای سرکوب نیست، زیرا زندگی بسیاری از مجروحان پس از آن شبها، عملا به دو دوره «قبل و بعد از دیماه» تقسیم شد. به گفته او، اکنون حتی رفتوآمدهای روزمره، دیدار با دوستان و حضور در محیط کار نیز با نگرانی همراه است و ترس از شناسایی و بازداشت همچنان بر زندگیاش سایه انداخته است.
در همدان نیز یک دختر جوان میگوید با وجود گذشت هشت ماه از اعتراضها، همچنان تحولات سیاسی را با امید دنبال میکند و آنچه را در دیماه رخ داد، پایانیافته نمیداند. او معتقد است سرکوب گسترده نتوانست خواسته معترضان را برای تغییر حکومت از بین ببرد و آرامش ظاهری حاکم بر خیابانها به معنای بازگشت جامعه به شرایط پیش از دیماه نیست.
این دختر جوان میگوید اگر اعتراضات سراسری بار دیگر آغاز شود، با وجود تجربه خشونت و سرکوب، حاضر است دوباره به خیابان بازگردد. به گفته او، امید به پایان کار نظام و امکان ساختن آیندهای متفاوت، مهمترین عاملی است که طی این ماهها به او انگیزه داده است. او معتقد است اعتراضات دیماه بخشی از مسیری است که هنوز به پایان نرسیده است و با آغاز موج تازهای از اعتراضات، بار دیگر در آن حضور خواهد داشت.
برای فردی که ماهها است مخفیانه زندگی میکند، این «زندگی عادی» به معنای بازگشت به خانه است. برای مجروحی که از مراجعه به پزشک میترسد، به معنای امکان درمان بدون نگرانی از بازداشت، و برای جوانی که کار و درآمدش را از دست داده، به معنای دوباره ایستادن روی پای خود و رهایی خانوادهاش از بار مالی ماههای گذشته است.
جوانی که هنوز ساچمه در بدن دارد، معترضی که ماهها از خانه دور مانده و حتی برخی از کسانی که هنوز با عوارض جدی جراحتهای دیماه زندگی میکنند، تاکید دارند که اگر اعتراضات سراسری و آنچه آنان «انقلاب شیروخورشید» مینامند، بار دیگر به خیابانها بازگردد، وضعیت فعلی مانع حضورشان نخواهد شد.

